تبليغاتX
نقاب

نقاب

اگه نقاب نبود، دنيا چه رنگي مي‌شد؟.....
دقیقه نود
۱ـ ما مردم دقیقه نودیم. توی همه کارها. بالاخره این پروژه اخیرم تموم شد. ولی با ۷۲ ساعت کار طاقت فرسا درست تو روزای آخر. جالبه که از یک ماه و نیم قبل از یعضی از اشخاص درخواست مصاحبه کرده بودم و نظرشون منفی بود، درست روز آخر نظرشون برگشت و درخواست مصاحبه رو اجابت کردن. این شد که ۷۲ ساعت مجبور شدیم بی وقفه کار کنیم. الغرض، فکر می کنین وقتی قشر فرهیخته ما توی تصمیم گرفتن برای مصاحبه ثبات نداره و می ذاره دقیقه نود ببینه بقیه حرف زدن یا نه، تکلیف بقیه مردم چی می شه؟

۲ـ شاه پریان قصه های من تو سال های نوجوانی بلند بالا بود با سینه ای فراخ. با دسته ای از موهای پرشان خرمایی روی پیشانی بلند و لبخندی پهن روی صورت مردانه و زیبایش. گاهی رجعت به گذشته بد نیست، حداقل باعث رفع خستگی که می شه. ... ای دریغ ...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت23:29توسط سهيلا بيگلرخاني |
حاشیه
به خاطر یک پروژه چند ماهه این روزها در گیر مصاحبه های خاصی هستم با آدم هایی که چندان همخوانی با یکدیگر ندارند. چون وجه اشتراکشان وصل شدن به یک مرکز آموزشی خاصه.

الغرض مسایلی که تو حاشیه این مصاحبه ها بهش برخوردم جالب تر از خود مصاحبه ها شد برام. مثلا این که یه نفر از دید جامعه بازنشسته سیاسی به حساب می آد با ۱۸ بادی گارد این ور و اون ور می ره.  تصور کنین توی مراسمی از قبیل شب قدر که بسیاری از این کهنه سیاست مداران توش شرکت می کنن، چی اوضاعی می شه پشت صحنه مراسم با وجود این همه بادی گارد!

یه حاشیه جذاب دیگه، سیستم امنیتی دفتر یه رییس دانشگاه بود که واقعا تنه به تنه دفترهای آن چنانی سرکرده های سیا تو فیلم های هالیوود زده بود. در عوض توی یه دفتر دیگه یه رییس دانشگاه دیگه دفتر منشی اش رو با معاونش شریک شده بود. لابد این دومی به اندازه اولی از شان خودش آگاه نیست.

داشتم فکر می کردم با این تعداد مسئول فعلی و سابق و اسبق و بازنشسته عالم سیاست و در صحنه و پشت صحنه و ... چند نفر از جمعیت ۷۰ ، ۸۰ میلیونی ایران بادی گاردن یا به نحوی به امور حفاظتی اشتغال دارن و چند نفر کار می کنن؟! 

+نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت23:28توسط سهيلا بيگلرخاني |
جادوی کیهان
روزنامه کیهان استعداد عجیبی در بزرگ کردن کسانی داره که چندان هم بزرگ نیستن. به آنی با چاپ یه مطلب طرف رو یه مغز متفکر سیاسی (و داخل پرانتز حتما هم هم راستا با تفکرات جناح مخالف) جا می زنه که طرف خوابش رو هم نمی دیده.

الغرض با یکی از بر و بچ تماس گرفتم تا برای یکی دیگه توی جایی که به تازگی قلم می زنه، کاری دست و پا کنه. با نا امید جواب داد: مگه خبر نداری؟ کیهان یه مطلب راجع به ... نوشت و باعث شد همه مون از کار بیکار بشیم. از تعجب دهنم باز موند. ... نه تنها به هیچ جناحی متمایل نیست، حتی یه سواد سیاسی اندک هم نداره. به گفته دوستم حتی خودش هم ادعایی در این رابطه نداره. ولی خوب به هر حال اینم یه جور تبلیغه دیگه. تبلیغ به وسیله ضد تبلیغ که متاسفانه گویا رسانه های ما چندان ازش سر در نمی آرن. و گرنه چطور می شه تو این چند ساله خیلی از آدم به همین روش، از یه آدم معمولی تبدیل بشن به کارشناس سیاسی، فعال امور زنان، متفکر و تئوریسین  و .....

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت0:21توسط سهيلا بيگلرخاني |