یه روز خوب تو عمرمون
فکرش رو بکنید یه روز تو ماه یا حتی تو سال یا حتی تو عمرتون بتونین هر جور که راحتین با آدما حرف بزنین. یعنی هر چی که تو دلتون بهشون می گین، با شجاعت تو روشون وایسین و بگین بدون اینکه افکارتون رو پشت لبخندی احمقانه پنهان کنین. وای چه روزی می شه. چند شب پیش با بچه های همشهری خانواده خونه نعیمه جمع شدیم. تصور این روز تا ساعت ۴ صبح مایه سرگرمی و خنده ما شد. به خصوص که بعضی از بچه ها این افکار رو با چاشنی فحش های آبدار هم مزه دار می کردن.
راستی اگه به جای دو تا چشم ۴ تا چشم داشتیم چی می شد؟ یا به جای یه سر دو تا سر. یکی برای منطقی و علمی فکر کردن یکی هم برای به دیوار زدن تو مواقع لازم. اون موقع دیگه دلیلی نداشت همیشه مث آدمای منطقی عمل کنیم.
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت1:30توسط سهيلا بيگلرخاني |
بحران خلاقیت
دیروز یک فیلم درباره هرم شیزو می دیدم. رویای معماری آینده. شهری ۷۵۰ هزار نفری که قرار است روی خلیج توکیو بنا شود. قصد ندارم به لحاظ تخصصی از ساخت این هرم که هنوز در مرحله طراحی است، بنویسم. تماشای این فیلم و برنامه آخر شب دو قدم به صبح که درباره معماری نوین ایران بود، مرا به یاد خبرگزاری معماری و شهرسازی انداخت که حدود یک سال و نیم قبل بخشی از آن را مدیریت می کردم. یادم می آید وقتی پای خلاقیت در معماری ایرانی به میان می آمد، معماران با آب و تاب از مثلا طراحی نمایی کمی متفاوت با نماهای رایج سخن می گفتند. آن هم نه به اندازه تغییرات قابل توجه فرم و محتوا بلکه به اندازه تغییر در تعدادی از خطوط یا انحنا بخشی از نمای بنا و صد البته اگر این طرح ها اجرا می شد، مهندس سازه هم پر آب و تاب تر از دشواری اجرای این سازه و پایبندی به طرح معمار سخن می گفت. نکته ای در همه جای دنیا اصل است.
اول بگویم نمی خواهم کار کسی را بی قیمت و خرد جلوه دهم. اما نکته جالب در این فیلم و فیلمی که پیشتر درباره مراحل ساخت بنای ژرژ پمپیدو در پاریس دیده بودم، تفاوت فاحش اندازه گیری میزان خلاقیت در کشور ما و کشورهای پیشرفته را روشن کرد. در حالی که طراحان هرم شیزو خرپاهای تو خالی برای جاگذاری سیستم نوین حمل و نقل ( پیاده روهای متحرک) طراحی می کنند، طراحان ما اجرای اندکی انحنا را کاری بس دشوار می پندارند.
در زمینه مصالح که هیچ. تمام غرور طراحان ما استفاده از بهترین مصالح خارجی بعضا ایتالیایی در بنا است و حتی اگر قرار باشد نمایی ریشه ای از هنر ایرانی هم داشته باشد، جسارت طراح به بیش از استفاده از کامپوزیت های مدرن که به تازگی به اصطلاح مد شده و شیشه های سکوریت قد نمی دهد. اما طراحان هرم شیزو جسورانه در پی استفاده از ماده ای آلی از عنصر کربن هستند که بارها از فولاد سبک تر و محکم تر است. شاید به دلیل همین جسارت طراح ژرژ پمپیدو چند سال بی مهری و عتاب مسئولان را به جان خرید تا بنایی به یادگار گذارد که به نوعی مظهر خلاقیت است. باز هم می گویم قصدم تخطئه کسی نیست. به نظرم در اغلب رشته ها با این بحران خلاقیت مواجهیم. این فیلم فقط اندکی مرا به تجربه های پیشینم برد.
پی نوشت ۱: این را بگویم. من خود بیشتر از همه دچار بحران خلاقیتم. در یک کلام آن چه که امروز هستم، چیزی نبود که ۲۰ سال قبل تصویر و آرزو کرده بودم. بنابراین طعنه این متن بیشتر از هر کس به خودم بر می گردد که به سختی احساس تلف شدگی استعدادهایم را دارم. هر چند به راحتی آن را به تقدیری که در آن نقشی نداشتم نسبت می دهم.
پی نوشت ۲: این یکی کاملا بی ربط است. متاسفانه خبری که با تمام وجود احساس می کردم در راه است، رسید. خبر مربوط به یکی از نزدیکان عزیزترین دوستم بود. غمش مرا هم غمگین کرد. هرچند منتظر بودم، اما ... هنوز فرصت دارم، انگار.
+نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت0:21توسط سهيلا بيگلرخاني |
خبری در راه است
نشانه ها رخ می نمایند. خبری در راه است انگار.
"چی بخونم جونیم رفته صدام رفته دیگه" "گرمی دستای من کم شده دستاتو بده" "توی تاریکی می ترسم..."
صداها اوج می گیرد. چشم ها فقط سیاهی را می بیند. خاطره ات کم رنگ می شود. طنینت هم گم و .... خبری در راه است انگار.
نشانه ها در راهند. شاید، شاید، شاید ... زمستانی سرد که نشانه ای از پایان بردنش نیست. شاید آخری باشد. کسی چه می داند.
نشانه ها دروغ نمی گویند ...
+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت15:32توسط سهيلا بيگلرخاني |
قیصر امین پور درگذشت
صبح که از خانه بیرون آمدم تا ماشین را روشن کردم، رادیو پیام هم به عادت همیشگی همراه آن روشن شد و ناگهان خبری را در بخش اخبار صبحگاهی خواند که کاملا غیر منتظره بود. قیصر امین پور درگذشت. شاعر ۴۸ ساله معاصر خیلی زود دنیای فانی را وداع گفت. او را از شعرهایش می شناختم. ...
خدایا چقدر به مرگ نزدیکیم.
فوت او هر چند زیاد نمی شناختمش برایم متاثر کننده بود.
خدا رحمتش کند.
+نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت22:17توسط سهيلا بيگلرخاني |
رستم آینده ایران زن است
چهارشنبه مسابقه کمیکار بود. مسابقه ای بین دانشجویان مهندسی شیمی کشور. دانشجویان مهندسی شیمی چند دانشگاه معتبر و بزرگ فنی کشور به رقابت پرداختند. تشویق های بچه های تماشاچی حال هوای سال ها قبل را داشت. "ما تکنیکی تکنیکی پلی تکنیکی هستیم" نشاط دانشجویان جوان پیرترهای حاضر در سالن را به وجد آورده بود. اما گذشته از حال و هوای پر شور و نشاط سالن آنچه که جالب توجه بود، حضور حدود ۴ پسر در مقابل ۱۰ دختر بود. فکر نمی کردم در دانشکده های فنی هم ترکیب جنسیتی دانشجویان تا این حد تغییر کرده باشد. یکی از حاضران که او هم با نکته سنجی تبعات چنین تغییری را مد نظر قرار داده بود، سرش را آرام به گوشم نزدیک کرد و گفت به قول یکی از استادان "رستم آینده ایران زن است." نا خود آگاه ۱۰ سال آینده را تصویر کردم و استنتاج کردم، " رستم که نه اما احتمالا روسای دانشکده ها زن خواهند بود. این طور که پیداست در آینده نزدیک درصد زنان با تحصیلات فوق عالیه بسیار بیشتر از مردان خواهد بود. بنابراین حد اقل در سطوح مدیریت دانشگاهی زنان پیشرو خواهند بود. هر چند بازار و امور پول کماکان در اختیار مردان است."
+نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت1:16توسط سهيلا بيگلرخاني |