تبليغاتX
نقاب
امسال هنوز تابستان نرسيده، صداي برخورد با بدحجابي به گوش مي رسد. نمي دانم، بدحجابي زمستان معضل نيست يا اين كه كساني كه معترضند به خاطر سرما آن روزها كمتر از خانه بيرون مي روند. ما كه هر سال آنقدر تحليل كرديم كه برخورد با نوع پوشش مردم و تعيين مدل پوشش مردم درست است يا غلط، خسته شديم. امسال هم روي سال هاي ديگر. لابد تابستان ها مساله مهم تر از مانتوي تنگ و كوتاه دخترا وجود ندارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 16:10 توسط سهيلا بيگلرخاني |

يكي از بچه ها ( وبلاگ پگاه ) كار آماري جالبي درباره انرژي هسته اي و ذخاير انرژي ايران و كشورهاي ديگر دنيا انجام داده كه خووندنش بي غرض و مرض خالي از لطف نيست.

اين مطالب رو مي تونيد اينجا بخوونيد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 14:43 توسط سهيلا بيگلرخاني |

عالم ز شرر پر شد

                     آتش به وجود افتاد

از مهر رخش گويي

                    گيتي همه چون خون شد

                         ***

اي نادي عشق ندايت خاموش

                                 فرياد محبت و وفايت بر باد

گفتي سخن عشق چه شيرين باشد

                               تلخي و مرارتش گواراي تو باد

                        ***

از آتش عشق سوخت و خاكستر شد پروانه

                                     و ز مهر و وفا جان و تنش را بداد جانانه

اي شمع چه سودت كه چنين بي مهري

                                  ديدي كه چون سوخت و خاكستر شد پروانه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 12:46 توسط سهيلا بيگلرخاني |

به سلامتي خبر خوش هسته اي را شنيديم. خبري كه از ديروز تمام شبكه هاي رسانه ملي اون رو تو بوق كردند. دولت به طور رسمي اعلام كرد كه به فناوري كامل غني سازي اورانيوم دست پيدا كرده. اين كه اين خبر پيش از اين لو رفته بود يا نه بماند. اما اعلام رسمي آن، آن هم توي شرايطي كه شوراي امنيت يك فرصت يك ماهه براي حل ماجراي هسته اي به ايران داده و از سويي تاكيد دارد كه ايران بايد غني سازي را متوقف كند، چيزي است كه به نظر مي رسه دنيا رو شوكه كرده. با اين حساب بايد منتظر بود و ديد واكنش شوراي امنيت به اين خبر چيه. گويا احمدي نژاد اين بار خواسته با فرار به جلو بحران هسته اي رو پشت سر بذاره. بحراني كه از چند سال قبل شروع شده و از روزهاي نخست دولت احمدي نژاد به اوج خود رسيده. شايد اين غافلگيري از ناحيه احمدي نژاد بتواند به فروكش كردن بحران تا حدي كمك كنه. چه در اين سال ها آژانس و سازمان ملل نشون دادن در مقابل سياست مسالمت آميز ايران تمايل به پشروي دارن. با اين همه اين احتمال هم نبايد دور از ذهن دونست كه ممكنه اين خبر شوراي امنيت رو در تصميم نهايي مصمم تر كنه. البته اون دوستايي كه اون ور آبن احتمال دوم رو قريب به وقوع تر مي دونن. گويا بزرگنمايي رسانه هاي خارجي و كوچك نمايي رسانه هاي داخلي از اين بحران، كار خودشو توي اين اختلاف ديدگاه كرده. بالاخره معلوم نيست، حرف راستو از كي بايد شنيد. اين هم خبرهاي  بي بي سي

خدا آخر و عاقبت اين مردم رو به خير كنه.

هي مي خوام به اين حرفاي تلخ كاري نداشته باشم بلكه توي وبلاگم كمي از اين حس تعليق فرسايشي كه چي مي شه راحت بشم بازم نمي شه.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 10:26 توسط سهيلا بيگلرخاني |

دنياي عجيب و غريبي است اين دنياي وب. اسفند گذشته سايت بازتاب خبري را منتشر كرد كه در آن از خوانندگان خواسته بود، شخصي را كه خبر درباره او بود شناسايي كنند. اين خبر درباره يك ديپلمات ايراني ساكن فرانسه  بود كه سي وي خود را در اينترنت منتشر كرده است. ( سي وي نوعي رزومه اينترنتي است كه انتشار آن به معناي تقاضاي بين المللي شغل است. )

گويا شخص مزبور از نيروهاي امنيتي سفارتخانه است. با اين حساب فاش كردن جزييات شخصي براي اين شخص جرم بوده ، چه رسد به انتشار تمام و كمال آن در اينترنت. از اين مساله بگذريم. حركت بازتاب در اين ميان جالب است. در حالي كه خود شخص مورد نظر با جسارت كامل سي وي خود را به زبان فرانسه براي مطالعه تمام مردم دنيا منتشر كرده و يك جستجوي نه چندان پيشرفته براي دسترسي به آن كافي است، بازتاب احتمالا از ترس پيگيري هاي حقوقي به اشاره ايهام وار به اين خبر و اين كه اين اقدام به شكل تلويحي نوعي درخواست پناهندگي است، اكتفا كرده.

خلا قانوني در خصوص دنياي مجازي بسياري از سايت ها را سر در گم كرده است. از جمله بازتاب كه معلوم نيست ملاحظه چه كسي را در انتشار اين خبر كرده. كسي كه خود بدون نگراني جزييات زندگي و هويت خود را آشكار كرده است؟

اين هم صفحه سي وي اين آقا

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:41 توسط سهيلا بيگلرخاني |

بهار بهار چه اسم آشنايي

صدات مي آد اما خودت كجايي

وا بكنيم پنجره ها رو يا نه

تازه كنيم خاطره ها رو يا نه

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 10:16 توسط سهيلا بيگلرخاني |

 

031425.jpg

اين عكس تو آخرين روزهاي سال ۱۳۸۳ گرفته شد و تو آخرين شماره ايرانشهر پارسال به چاپ رسيد. من هم اون وسط وسطام . از سمت راست كه بشمريد نفر سوم خانم هاي نشسته!

بالاخره عكس دسته جمعي پارسال رو توي تحريريه همشهري پيدا كردم. ديدنش خالي از لطف نيست. با اين كه به رفتن و رفتن عادت كرده ايم ، اما انگار باز هم دل كندن سخته. به خصوص هر چي رقم سال هاي عمرت بالاتر مي ره دوست داري مثل مامان بزرگا هي به گذشته بچسبي. تكرار مكرر اين كه زمان ما فلان بود و بيسار. اين پست انگار خيلي شخصي شد.روزنامه نگارا خوب مي دونن فروردين چقدر كار كساده. يا بايد از مطالب دپوي سال قبل استفاده كرد يا اين كه

قافيه كه تنگ آيد

شاعر به .......

اين رو داشته باشيد تا در پست بعدي دپوهامو رو كنم.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 11:56 توسط سهيلا بيگلرخاني |

سال نو مبارك. امسال سال سگه. بعضي ها زياد خوشبين نيستند. دست كم به خاطر اسمش. اما من هيچ وقت نخواستم تئوري هر سال دريغ از پارسال را باور كنم. هرچند به لحاظ اقتصادي به نظر نمي رسه سال خوبي داشته باشيم.

بگذريم ... مي گن سال سگ سال فعاليت هاي سياسي و پرش هاي اعتراض و مخالفته. فعلا كه ماجراي پرونده هسته اي ايران و شوراي امنيت بيشتر از هر فعاليت و حركت سياسي ذهن جامعه حتي بخش عامه رو به خودش مشغول كرده. به هر حال روز ۱۴ فروردين نمي شه قضاوت كرد. انگار همه مردم هنوز يه جورايي مست تعطيلات نوروزي و تفريح سيزده بدرند.

من كه دلم مي خواد سال خوبي داشته باشم و تا مي تونم زندگي كنم ، بقيه رو نمي دونم... 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 11:1 توسط سهيلا بيگلرخاني |